تبليغاتX
ممسنی دیار خوبان
 
ممسنی دیار خوبان
 
 
تاریخی-اجتماعی-توریستی
 
میل اژدها

در ۷ کیلومتری نورآباد ممسنی در نزدیکی دو روستای آهنگری و دیمه میل

 میل اژدها

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 9:10  توسط وحید  | 

دست به قلم می شوم تا شاید بتوانم مطلبی را از ضمیر وجودم به گرد کاغذ  جمع کنم تا بتواند تسکینی بر تمام درد های وجودم شود

 من تنها به خاطر مردمی صمیمی و بی آلایش است که دلم با دستم یار است، مردمی که سالهاست به هیچ و نداری ساخته اند، مردمی که نانشان کلگ و غذایشان دؤا و شله شیری است، صبحشان سر زندگی و تازگی است و عصرشان امید و هزارن آرزوست، مردمی که هیچ گاه دست به حریم ها و حرمت ها نزده اند، مردمی که با نوای دی بلال زنده اند و شب را به صبح می رسانند و باز امید دارند.

شاید اگر امید در آنها زنده نبود تا بحال هزار بار مرده بودند. نمی دانم چه بگویم وقتی قوم و مردمم را می بینم که تنها دارایی شان امید شان است.

دعایی دارم که می دانم هیچ گاه دست به آن نخواهم زد :

خدایا مردمم را سنگدل کن تا این همه صبور نباشند.

خدایا مردمم را حریص و جاه طلب کن تا به دنبال مقام و حکم و حکومت باشند تا این همه ساده و مهربان نباشند.

این دعای من است ولی چه کنم که نمی توانم دل از سادگی این مردمان بکنم ، نمی توانم دل از صبوری این مردمان بکنم.

خدایا تو را قسم به صبر ایوب و سادگی علی این قوم لر را مورد رحمت خود قرار بده.

 

نویسنده: وحید

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 19:1  توسط وحید  | 

تا چند کشی نعره که قانون خدا کو             گوش شنوا کو؟

آن کس که دهد گوش به عرض فقرا کو        گوش شنوا کو؟

مردم همگی مست و ملنگ اند به بازار        از دین شده بیزار

انصاف و وفا و صفت شرم و حیا کو           گوش شنوا کو؟

در خانه همسایه عروسی است آملا          به به بارک الا

آن شاخ نباتی که شود قسمت ما کو؟        گوش شنوا کو؟

 

                     (سید اشرف الدین نسیم شمال)

 

 

چرا مردم ما باید در کشور خود تنها و بی یار و یاور باشند.

دارا ترین قوم هستیم ولی همیشه مورد ظلم حکومت های مرکزی بوده ایم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 18:59  توسط وحید  | 

تنها ترین لر های ایران در صدا و سیما، لر های استان فارس هستند،چرا که این دسته از لر ها که در فارس ساکن هستند در حسرت شنیدن حتی یک ترانه لری (لری ممسنی) در صدا و سیمای استان فارس مانده اند.

صدا و سیمای استان فارس با چنین مدیریتی که دارد نمی دانم چرا طاقت شنیدن ترانه لری را ندارد، چرا تاکنون حتی یک ترانه لری از این شبکه پخش نشده؟

نمی دانم که آیا صدا و سیما که این همه می گویند در مورد برنامه هایش نظر سنجی از مردم انجام می دهد آیا تاکنون از لرهای استان فارس(لرهای ممسنی،سپیدان،کازرون،کامفیروز،شیرازو...)نظر سنجی انجام داده؟

نوراباد ممسنی پر باران ترین و سرسبز ترین منطقه استان فارس است، حال شما فقط چند روز بنشینید و برنامه های شبکه فارس را مشاهده کنید،شما خود خواهید دید که در مورد سر سبز ترین منطقه این استان حتی یک خبر ارائه نمی شود.

شما بیایید و در ایام عید نوروز برنامه های استان فارس را ملاحظه کنید ، تا ببینید که آیا خبری از این منطقه زیبا به زبان می آید؟

غریب ترین مردم در این استان مردم لر هستند.

ممسنی زیبا ترین شهرستان فارس است ولی در عین حال محروم ترین شهرستان این استان است و این هم به خاطر مدیرانی ""بسیار لایق"" هم در شهرستان و هم در استان است.

 

مثل اینکه قرار است در این مملکت همه چیز برعکس باشد بهترین شهرستان از نظر موقعیت ، محروم ترین از نظر امکانات باشد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 18:57  توسط وحید  | 
مدتی است که درگیر درس و دانشگاه هستم و نتوانسته ام وبلاگ را به روز کنم

ان شاءالله بتونم در تابستان آن را بروز رسانی کنم

لر های ایران(ممسنی - گهکیلویه-بختیاری- لرستانی- لک ها) همه و همه متحد شویم تا لر سرفراز و سر بلند شود

به امید روز های خوش

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:25  توسط وحید  | 
درمورد ترک ها و طرز فکرشان

شما می توانید سری به وبلاگ زیر بزنید و طرز فکر یک هموطن ترک را ببینید

بدون هیچ گونه شرحی

http://www.anamdoghma.blogfa.com/

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:39  توسط وحید  | 
من اطلاعاتی در مورد لیدوما چهارمین شهر هخامنشی در نوراباد ممسنی می خواهم

هر کس اطلاعات دقیقی در مورد آن دارد برای من بفرستد

با تشکر

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:56  توسط وحید  | 
آه آه و صد آه وای بر کسانی که مالک همه چیزند ولی هیچ ندارند

وای برما وتمام لر ها که اینگونه داریم کار می کنیم چرا ما مالک نفت و گاز و بهترین آب و هوای این مرز بوم باشیم ولی خود هیچ نداشته باشیم . چرا دولت به استانهای غرب کشور (لرنشین) توجه نمی کند . لر ها در تمام ادوار ایران مورد ظلم وستم بوده اند و اکنون هم به همان روال.

لر ملتی است که هیچ گاه تجاوز به حریم دگر قوم ها نکرده ولی دولت های مرکزی همیشه بر این ملت ظلم کرده اند.

لر ها مثل ترک ها نیستند که تا به جایی می رسند فوری مالک آن می شوند. ما خود به پای خود و به بازوی خود می نازیم نه به مال دیگران.

ترک ها هر روز شعری می سرایند و می گویند ایران مال آنها است ولی من و تمام لر ها می خواهیم بگوییم ایران مال ایرانی و آریایی است.

بیایید دست در دست هم دهیم و به مهر ملت خود را نجات دهیم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 20:29  توسط وحید  | 

ملت لر ، ملتی همیشه قربانی

به قلم : نوشاد مامویی ( با اندکی تخلیص )

 

 در تاریخ معاصر ايران از كريم خان زند تا به امروز ملت لر همواره قربانی بوده است .

 تنها فردی كه در تاريخ ايران به پادشاهي رسيد و هيچ گاه حاضر نشد خود را شاه بنامد بلكه خود را وكيل مردم مي دانست ، كريم خان زند بود . اگر چه لرها در تاريخ خود حداقل ده قرن متوالي از قرن 3 تا 13 هجري در مناطق خود حكومتي مستقل تحت عنوان اتابكان لر و والیان لرستان داشته اند، با اين وجود لرها همیشه مورد اجحاف قرار گرفته اند . 

با اینکه لرها در قالب نيروي متحد بويراحمدي ـ بختياري به رهبري سردار اسعد بختياري پس از فتح اصفهان و سپس تهران از پايه گذاران انقلاب مشروطيت بوده اند ولي تا به امروز ملت لر به حقوق حقه خويش دست نيافته است. در مجموع عدم دستیابی این ملت به حقوق خویش را می توان در دلايل عديده فرهنگي ـ سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي دانست و آنها رابه ريشه هاي دروني و بیرونی تقسيم كرد . 

1-    ساختار ايلي و عشايري ، ساده زيستي و قانع بودن مردم لر :

بطور سنتی ساختار ايل و هرم قدرت آن بدين گونه بوده است كه همواره خوانين در بالاترين قسمت آن قرار داشته اند و در بنيان اجتماعي لرها ، خان و نظرخان، فصل الخطاب تمامي رعايا بوده است .

 موضع ورويكرد سياسي خان چه در درون ايل و چه در برون آن در تعامل با ساير ايلات و عشاير ، نمودار سياسي و سرنوشت رعاياي تحت امر خويش را معين مي كرده است . هر گاه منافع خان و حكومت هاي مركزي در تقابل هم قرار مي گرفته خان با استفاده از نيروي عظيم ايل خويش حكومت را به چالش مي كشانده ، حكومت هاي مركزي هم يا با دادن امتيازات كوچك به خوانين با آنان كنار مي آمدند يا با توطئه و دسيسه چيني عليه خاني كه به دنبال حقوق و منافع خود و ايل تحت رهبريش داشته آنان را سركوب و سر به نيست مي كرده اند، و البته پر واضح است به لحاظ شخصيت كاريزماتيك خان در ساختار ايلي و عشايري و حرف شنوي رعايا از او در اكثر مواقع خوانين از صداقت و وفاداري مردم خود سوء استفاده مي كرده اند . 

2-    عدم وجود حركتهاي سياسي و فرهنگي به عنوان هويتي مستقل از فرهنگ غالب فارس :

 در تاريخ لر هيچ گاه حركت سياسي بنيادين و مستمری جدا از جنگ هاي مقطعي كه اكثراً سركوب و يا به انحراف كشيده مي شده وجود نداشته است .

مضاف بر آن نخبگان لر همیشه توسط احزاب ايران جذب مي شده اند، که متاسفانه این امر  تا به امروز نیز ادامه دارد ، نتيجه فقدان تشکیلات مستقل اين بوده كه هميشه فعالین مورد بحث از خاستگاه ، ملت ، هويت و زادگاه خويش غافل مانده اند تا جایكه بعضي از اين افراد ضمن از ياد بردن زبان و فرهنگ لري ، فارسيزه شده اند و بعضا به عنوان عامل سركوب از سوي رژيم هاي پهلوي و جمهوري اسلامي ، نقش نيروهاي سركوبگر و امنيتي را ايفا كرده اند .

3-     فقر و وضعيت بد معيشتي :

با آنکه سرزمین محل سکونت لرها 90% ثروت ایران را در خود جای داده است ( منابع طبیعی ، معادن ، حوض چه های نفتی و ... ) اما متاسفانه لرها دائما با مشكلات اقتصادي و فقر بسر برده اند؛ بااینكه امروزه تعريف فقر نسبت به رژيم پهلوي فرق كرده و استانداردهاي زندگي تغیير کرده است با اين همه هنوز هم لرها در زیر خط فقر بسر مي بردند و در زندگی آنان تغییری قابل توجه ایجاد نشده است . برخی از نشانه ها و نتایج فقر مزمن در بین لرها به شرح ذیل می باشد :

 الف) در مناطق لرنشين كمتر كارخانه اي وجود دارد و بعضي از كارخانه هاي كوچك هم كه وجود دارند تعطيل و یا در آستانه ی مي باشد به عنوان مثال كارخانه های ، قند نورآباد ممسني ، یخچال سازی لرستان ، كارخانه قند ياسوج و ... كاملاً تعطيل شده است و فقط چند كارگر به عنوان نگهبان در آنها به سر مي برند ؛ در تمامي مناطق لر نشين فقر مشهود است .

مناطق لر نشين از داشتن صنايع مادر و اشتغال زا كاملاً محروم هستند .

ب) به علت عدم اشتغال و وجود صنايع مادر و كارخانجات فعال، عده اي از مردم لر جذب قواي مسلح مي شوند كه عمدتاً در بسيج ، سپاه پاسداران و نيروهاي انتظامي ( پليس ) مشغول مي گردند ، تقريباً 60 درصد از قواي نظامي ايران لر مي باشند كه اغلب اين افراد براي فرار از بيكاري ، نظامي شده اند و حاكميت با گزينش اين افراد آنها را از نظر سياسي خنثي کرده و با وابستگي به خود( از نظر معیشتی ) سعی در  مطيع کردن و پراکندن جمعیت لرها در تمام نقاط کشور مي کند . 

ج) فعاليت كميته امداد موسوم به كميته امداد مستضعفان و فعاليت بانك ها : كميته امداد با توسعه و گسترش خود خصوصاً در مناطق لرنشين ، اكثر خانواده هاي لر را تحت امر خود و جيره خوار خود ساخته و به هر خانوار ماهيانه 40-30هزار تومان كمك مي كند .

 اين كمك بسيار ناچيز كه تبليغات دولتي و حكومتي را در بردارد همواره به عنوان اهرمي در مقابله با هر گونه مخالفت مؤثر بوده است و بر اثر بيكاري ، شدت فقر و عدم توسعه يافتگي اقتصادي ، اين كمك ناچيز ، مردمان لر را در حد يك معتاد به ترياك تنزل داده است .

 همچنين فعاليت هاي بانكي متعدد در مناطق و سودجويي اين بانكها بيداد مي كند تا آنجا كه تقريباً هيچ خانواده اي وجود ندارد كه به بانكها مقروض نباشد.! وامها عملاً اين مردم را وابسته كرده است . و البته نحوه گرفتن وام و سپردن تضمين بازپرداخت آن و سازكار اداري آن خود حديثي ديگر است . این بانکها عملا اقتصاد تولیدی را در این مناطق نابود کرده اند .

۴-    عامل مذهب :

 تقريباً اكثر مردم لر داراي مذهب شيعه مي باشند و فقط تعداد كمي كمتر از يك درصد داراي مذاهب علي الهي يا بهايي و ... مي باشند ؛ همواره حكومت هاي مركزي از صفويه بدين سو از اين خصيصه مردم لر سوء استفاده كرده اند، که مي توان از آن به عنوان فريب مذهبي ياد كرد.

استعمارگران و سودجویان نيز از عامل مذهب نهايت سوءاستفاده را ازاین مردم برده اند، به عنوان مثال در سال 1332 ( 1953 ميلادي ) در استان كهگيلويه و بويراحمد يك امام زمان دروغين پيدا شد يا اينكه طرح ترور خسروخان بويراحمدي با همراهي عده اي از روحانيون متظاهر ، رنگ و بوي مذهبي به خود گرفت .

و يا شعار معروفي كه در جريان نهضت ملي دكتر مصدق عليه طرح ملي شدن صنعت نفت در بعضي از مناطق لر سر داده مي شد : 

كسي كه مهر علي وَدلِش    

نفت ملي ك چنه ش

كسي كه مهر و محبت امام علي پيشواي اول شيعيان را در دل دارد پس نفت ملي به چه كارش مي آيد .

همینطور، با شروع جنگ ايران و عراق كه ماحصل  شعار صدور انقلاب به منطقه خاورميانه و ايجاد حكومتي شيعي در عراق از يك سو و از طرف ديگر خودخواهي ها و غرور و تحريك صدام حسين بود ، آتش جنگ مذهبی را بر افروخت و از احساسات شيعي لرها در تداوم جنگ مورد سوءاستفاده قرار گرفت  و با تبليغات فراوان جوانان لر را به جبهه فرستاده می شدند ( و این حتی در برگزینشهای پیاپی  ترانه های حماسی لری ، همچون دایه دایه و ... در جشنواره های موسیقی بویژه جشنواره ی موسیقی فجر و پخش آنها از رسانه های شنیداری و دیداری کاملا مشهود بود ) ،  تا آنجا كه فقط در استان كهگيلويه و بويراحمد 5/1 ( یک پنجم ) مردم هميشه محروماین استان ، در جبهه كشته شدند .

۵-    ايجاد نفاق و برادر كشي :

حکومتهای مرکزی ایران برای سرکوبی حرکتهای مناطق مختلف لر عموما از نیروهای مزدور سایر مناطق لر بهره گرفته اند. که بدین وسیله با يك تير 2 نشان را می زدند اول مخالفین خود از بين می بردند و دوم موجب گسست و كينه طوایف لر از هم می شدند .

۶-    عدم برگزاري مناسبت هاي ملت لر :

دانشوران و فعالين سياسي و نخبگان لر هيچگاه اقدام به برگزاري و گراميداشت مناسبت هاي تاريخي و تجليل از مفاخر و مشاهير ملت خويش نكرده اند بزرگداشت عليمردان خان بختياري ـ داراب افسر بختياري ـ سردار اسعد بختياري ـ رئيس علي دلواري ـ بابا طاهر ـ خسروخان بويراحمدي ـ كي لهراسب بويراحمدي ، پیشگامان انقلاب مشروطيت ، مردان خان لرستانی ، شیخعلی خان لرستانی ، مبارزات لرستان ، مبارزات لرهای جنوب و ....

            البته در داخل كشور انجام چنين كاري به علت مشکلات عدیده تقریبا غير ممكن مي نمايد ولي در خارج از كشور و رسانه هاي گروهي بيرون از كشور انتظار مي رود كه انديشمندان لر ، در اين زمينه تلاش نمايند .

۷-     روند فارسي سازي و لر ستيزي از سوي صدا و سيماي استان های لر نشین :

روند يكسان سازي فارسي و مليت زدايي از دوره رضاشاه وجود داشته اما اين امر در سالهای اخیر به علت رشد روز افزون رسانه هایی با ضریب نفوذ فراوان به اوج خود رسیده و با شدت و حدت بيشتري پیش می رود .

با توسعه و گسترش شبکه های صدا و سيماي استانی و محلی در اكثر استان های لرنشین  و راه اندازی این شبکه ها ، زبان و فرهنگ فارسي و ... به صورت شديد و مستمر تبلیغ و تزریق مي شود .

 اين امر که در استان هاي لرنشين  نیز دنبال می شود در اصل سیاستی است  که تحقير زبان لري و تحقير مليت لر را هدف قرار می دهد. شبکه های استانی با ساختن برنامه هاي طنز، تحقير و توهين آميز بجای برنامه های آموزشی ( زبان ، فرهنگ ، تاریخ و...) هر چه بيشتر در پي جريحه دار كردن غرور ملي مردم ملت لر مي باشند.

 از طرفي در مدارس و دانشگاهها و مراكز آموزشي نیز به ملت لر چنان القاء كرده اند كه به علت لر بودنشان ، جرمی  نابخشودني را مرتكب شده اند. بطوریکه در اثر استفاده اجباري از زبان فارسي در كليه مجامع رسمي استاني و كشوري ، عملاً استفاده از زبان لري در حد كوچه و بازار و نهان خانه ی ، خانه ها تقليل یافته.

هر چند که ، در عرصه موسيقي و ادبيات لري ، هنرمندان و شعرایی چون زنده ياد داراب افسر بختياري ، علي حافظي ، فرج عليپور، رضا سقايي ، رحمان شكارچي ، حشمت شفيعيان ، اردشير صالح پور ، هاشمي دهكردي ، محمد ملك مسعودي ، بهمن علاءالدين ( مسعود بختياري) ، كوروش اسدپور ، احمد انصاري فهلياني و... تلاش هايي در خور  توجه ای نموده اند و آثار بسيار ارزشمندي خلق كرده اند؛ با اين وجود بسياري از هنرمندان و اديبان لر و همين عزيزان در توليد و چاپ آثار خود از یک طرف با نظارت هاي مميزي و نگرشهاي تنگ و مأيوس كننده وزارت ارشاد اسلامي و ادارات كل وزارت مزبور مستقر در استانهاي لرنشين مواجه هستند و از طرف دیگر هميشه در فشار مالي فراوان بسر مي برند .

بعلاوه در اكثر استانهاي ايران خصوصاً استانهاي لر امكان برگزاري فعاليتهای موسيقي ، كنسرت ، شعر و ادبيات فولکوریک و واقعی لري با موانع و مشکلات و تنگ نظری های فراوانی از سوی مسئولین امر روبروست . مگر در مواقع خاص كه آنهم براي خود شيريني و خوش خدمتي و سو استفاده های هر چه بيشتر مراسمی بر پا گردد.

۸-    گسستگی ملی:

بنا به پيشنهاد انگليس و به دنبال ایجاد ائتلاف قوي در جهت حفظ بقاي رژيم پهلوي و كاهش فشار بختياري ها به حكومت مركزي و جدا سازي بختياري از ائتلاف مثلث قشقايي ، بويراحمدي و بختياري ، طبق عهدنامه چم اسپيد ، ازدواج بانو ثريا بختياري با محمدرضا شاه صورت گرفت . ( یکی از هزاران نمونه ی از این دست  )

بنابر این با تطميع و ترغيب مالي برخی سران بختياري آنان را از يك نيروي مبارز ، هویت خواه و پیشرو به يك نيروي بازدارنده تنزل دادند، و با توسعه و ترویج سیاستهای فرهنگی از پیش برنامه ریزی شده بویژه در مناطق نفت خیز سعی در گسستگی و همبستگی ملی آنها با سایر اقوام کردند ، كه نهایتا غروری بی هدف به یادگار از دوران عزت و همبستگی ملی در آنها باقی ماند. اما اين غرور كاذب باعث گرديده كه بعضي از بختياري ها خود را تافته جدا بافته از لر بدانند و خود را صرفا بختياري معرفي كنند .و حتی بعضي از بختياري ها پا را فراتر گذاشته اصلاً لر بودن خود را انکار کرده و سعی در ساخت هويت بختياري  مستقل از هويت لر را دارند . افزون بر این می توان مواردی همچون تبعیدها ، کوچهای اجباری و ... را نیز افزود .

 ۹-   نفت :

با اكتشاف نفت در مسجد سليمان به سال 1908 و سپس در ساير مناطق لر، اهميت ژئوپلتيك سرزمين لرصد چندان شد به همين سبب چشم طمع دول استعماري خصوصاً انگليس به اين مناطق دوخته شد و انگليس با روي كار آوردن رضاشاه اقدام به بند كشيدن مردم و زعما و خوانين لر نمود. و تقريباً اكثر خوانين لر تا قبل از شهريور 20 در تهران تحت الحفظ حكومت و در تبعيد از مناطق خود بودند .

 با شروع جنگ جهاني دوم ، جهت تأمين سوخت ناوگان دريايي و هواپيماهاي متفقين در خاورميانه و شاخ آفريقا ، انگليس و متحدانش بيشترين استفاده را با اشغال مناطق لر بردند. و با احداث خط آهن سراسري جنوب - شمال نيرو و تجهیزات را از خليج فارس به قفقاز و روسيه در مناطق لر نشين ارسال كردند.

از آن تاريخ به بعد با وجود منابع فراوان نفت، گاز، اماكن تاريخي، تپه هاي باستاني و عتيقه جات در سرزمين لر ، اين منطقه به جولانگاه رقابت دول استعماري تبديل شد و از آنجايي كه این مردم ، همواره تهديدي براي دربار و حكومتهاي مركزي مي بودند دول استعماري بيشترين تلاش را در آرام و سركوب كردن آنان در جنوب و در سرزمين لر براي حفظ منافع خود و حكومت مركزي انجام مي داده اند .

۱۰-   نقره داغ كردن ملت لر و وجود گورهاي دسته جمعي :

در سرکوب فجیع قیام ابولقاسم بختیاری واعدام او و یارانش ، و همچنین در سرکوبی شورش مردم بويراحمد و كهگيلويه در سال 1342 كه منجر به ايجاد استان كهگيلويه و بويراحمد شد. رژيم پهلوي بسياري از مردم لر را به وسيله هواپيما بمباران كرد. كه بسیاری از خانواده ها در آن قتل عام شدند.جنگی با بهره گیری از همه تجهیزات نظامی!!!

 مثلا در منطقه جليل و بابکان از بخش سپيدار از توابع ياسوج خانواده هايي چون زنده نام غلامحسین سياهپور به وسيله هواپيما كشته شدند. و خود سياهپور را هم بهمراه چند تن از يارانش در زندان شيراز به دار آويختند . و...

 

برگرفته از سایت : http://khormooa.blogfa.com

نویسنده وبلاگ: ای مردم لر ای قهرمانان به خود آیید

 

نویسنده وبلاگ: ای مردم لر ای قهرمانان به خود آیید

 

نویسنده وبلاگ: ای مردم لر ای قهرمانان به خود آیید

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 20:46  توسط وحید  | 

نگارنده آمار و اطلاعات زیر را بر مبنای سرشماری سال 1375 تنظیم کرده است ، با توجه به اینکه سرشماری عمومی در ایران هر ده سال یکبار صورت میپذیرد امسال – یعنی سال 85– نیز باید منتظر آخرین تغییرات جمعیتی کشور باشیم.

این نوشتار مقدمه ایست بر جمعیت شناسی  قوم لر و مناطق لرنشین، و درواقع یک دورنمای کلی برای استخراج آخرین آمار و اطلاعات جمعیتی  جدید لرهاست. نگارنده در حال تهیه یکی از دقیقترین و مفصلترین نقشه های مناطق لرنشین است و البته برای انتشار آن بایستی تا پایان سال و یا حتی سال آینده که نتایج سرشماری جدید منتشر میشود منتظر بمانیم.

بنابراین از همه شما بازدید کنندگان عزیز این صفحه درخواست میکنم هرگونه تحیلیل ، اطلاعات و نظرات خود را در اختیار این وبلاگ بگذارند تا انمتشار عمومی یابد. به ویژه هرکجای جدول زیر نقص، کمبود یا اشتباهی علی الخصوص در مورد آمارهای مربوط به محل سکونت خود مشاهده میکنید بفرمائید تا نسبت به تصحیح اطلاعات اقدام شود.

تقاضای دیگر اینکه بنده قصد داشتم به همراه این پست نقشه مقدماتی خویش را نیز منتشر کنم اما نمیدانم چگونه خواهم توانست عکس از روی هارد کامپیوترم وارد وبلاگ کنم، گفته میشود بایستی با استفاده فضاهای رایگان موچود ابتدا عکسها را وارد وب کنم و سپس همانند ورود عکس از جاهای دیگر عمل کنم منتها بنده سایتهای رایگان خوب برای اینکار را نمیشناسم . از دوستانی که تجربه بیشتری در زمینه وبلاگ داری دارند خواهش میکنم راهنمایی کنند.

 

 

لرستان فِیلی (3.040.000)

استان لرستان

جمعیت شهرستان الیگودرز در حوزه لرستان بختیاری محاسبه شده است.

جمعیت لرهای استان: 1.432.000

ازنا

بروجرد

پلدختر

خرم اباد

دلفان(نوراباد)

دورود

سلسله(الشتر)

کوهدشت

72.000

316.000

63.000

458.000

126.000

142.000

70.000

185.000

استان ایلام

جمعیت لرهای استان: 474.000

آبدانان

ایلام

ایوان

درهشهر

دهلران

شیروان و چرداول

مهران

46.000

165.000

45.000

52.000

49.000

75.000

42.000

استان کرمانشاه

جمعیت لرهای استان: 276.000

اسلام اباد غرب

کنگاور

هرسین

146.000

88.000

96.000

استان همدان

جمعیت لرهای استان: 708.000

اسد اباد

تویسرکان

ملایر

نهاوند

109.000

118.000

297.000

184.000

استان خوزستان : 150.000

اندیمشک

150.000

 

 

 

لرستان بختیاری (2.224.000)

استان چهارمحال

جمعیت لرهای بختیاری استان:در استان چهارمحال از اقوام ترک هم ساکنند ولی بنده با توجه به عدم اطلاعم از ایشان کل جمعیت استان را بختیاری حساب کرده ام. جمعیت لرهای استان: 760.000

اردل

بروجن

شهرکرد

فارسان

کهرنگ

لردگان

64.000

104.000

343.000

82.000

25.000

143.000

استان خوزستان:

جمعیت لرهای بختیاری استان:  834.000

ایذه

باغ ملک

شوشتر

لالی

مسجدسلیمان

رامهرمز

171.000

88.000

205.000

32.000

182.000

156.000

استان اصفهان:

جمعیت لرهای استان: 500.000

با توجه به نا اشنایی نگارنده با  شهرهای بختیاری نشین استان بنا به گفته دیگران 20  درصد از جمعیت استان اصفهان را بختیاری به حساب اورده ام.

 

استان لرستان: بختیاریها: 130.000

الیگودرز

130.000

 

 

 

لرستان جنوبی (1.100.000)

استان فارس جمعیت لرها: 163.000

ممسنی (نورآباد)

163.000

استان کهگیلویه و بویراحمد

جمعیت لرهای استان:538.000

بویر احمد(یاسوج)

بهمئی(الیکک)

دنا (سی سخت)

کهگیلویه (دهدشت)

گچساران (دوگنبدان)

158.000

30.000

53.000

175.000

122.000

استان بوشهر

جمعیت لرهای استان:: 97.000

دیلم

گناوه

25.000

72.000

استان خوزستانجمعیت: 161.000

بهبهان

161.000

 

کل جمعیت لرها  بالغ بر شش میلیون و چهارصد هزار نفر میباشد و کمابیش 10 درصد کل جمعیت کشور را دربرمیگیرد.

برگرفته از: http://denalor.blogfa.com

 

نویسنده وبلاگ :البته امار ذکر شده بالا مربوط به سرشماری سال ۱۳۷۵ بوده چون مثلاجمعیت شهرستان نوراباد بیش از ۲۰۰ هزار نفر است

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 20:42  توسط وحید  | 
 
  بالا